تبليغاتX
خزوون

می خواستم بهت بگم چقدر پریشونم...دیدم خودخواهیه ...دیدم نمی تونم..تحمل می کنم بی تو به هر سختی..به شرطی که بدونم شاد وخوشبختی..به شرطی بشنوم دنیات آرومه..که دوسش داری از چشمات معلومه..یکی اونجاست شبیه من یه دیونه..که بیشتر از خودم قدرتو میدونه..

چیکار کردی که با قلبم به خاطر تو بی رحمم؟؟؟؟؟

تو می خندی...چه شیرینه ...گذشتن ...تازه می فهمم...!!!

تو را می خوام تمومه زندگیم اینه..دارم میرم ته دیونگیم اینه ...نمی رسه به تو حتی صدای من..تو خوشبختی همین بسه برای من

+ نوشته شده در سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت 23:26 توسط خزوون |